سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید
چگونه کسی که برخی از آنچه را خداوند روزی اش ساخته، به او وام نمی دهد [یعنی انفاق نمی کند ]، محبّت پروردگارش را به کمال می رساند ؟ [حضرت مسیح علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :8
بازدید دیروز :13
کل بازدید :61059
تعداد کل یاداشته ها : 33
99/7/1
5:37 ع

 


روز اربعین امام حسین(ع) به طور طبیعی این سؤال به ذهن متبادر می شود که چرا فقط برای امام حسین(ع) روز اربعین تعیین شده است و برای امامان دیگر حتی پیامبراعظم(ص) مراسم روز اربعین نداریم؟
? پاسخ:

درپاسخ به این سؤال شایسته است به نکات کلیدی که روز اربعین را فقط برای امام حسین(ع) تثبیت کرده است به شرح زیر اشاره نماییم:
?) در رقم اربعین خصوصیتی وجود دارد که سایر ارقام آن خصوصیت را ندارد. غالب انبیا در سن چهل سالگی به مقام رسالت رس تقاضای ملاقات خصوصی با خدا کرد. ذات اقدس الله مدت مناجات را چهل شب قرار داد. گفته اند در نماز شب چهل مؤمن را دعا کنید.یده اند. وقتی موسی(ع) همسایه ها تا چهل خانه را گرامی بدارید. کسی که چهل حدیث را حفظ و بدان عمل کند خداوند چشمه های حکمت را از دلش بر زبانش جاری می گرداند و...
?) فداکاری های امام حسین(ع) دین را زنده کرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام کاملا ویژه و منحصر به فرد است. بنابراین حماسه ها و فداکاری های امام حسین(ع) را باید زنده نگه داشت چون زنده نگه داشتن دین اسلام است و گرامی داشت روز عاشورا و اربعین، درحقیقت تلاشی است در جهت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین و معنویت.
?) مصائب امام حسین(ع) برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. به بیان دیگر مصیبت امام حسین(ع) و حوادث کربلا، از همه مصیبت ها بزرگتر و سخت تر بود اگر عامل دیگری هم درکار نبود، همین عامل کافی بود که نشان بدهد چرا برای امام حسین(ع) بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام(ص) عزاداری و مراسم سوگواری و مدیحه سرایی متعددی برپا می کنیم.
?) درماه محرم سال ?? (هـ.ق) امام حسین(ع) فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را کشتند و اسیران کربلا را به کوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده روز اربعین شهادت امام حسین(ع) و یارانش به کربلا رسیدند و همه مصایب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر(ص) بود.


  
  

شبیخون فرهنگى دشمن  مبارزه با انقلاب<\/h4>

آن چه که جامعه ما را فاسد مى کند, غرق شدن در شهوات و از دست دادن روح تقوا و فداکارى است. بسیجى باید در وسط میدان باشد تا فضیلت هاى اصلى انقلاب زنده بماند.
دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط, فساد و فحشا سعى مى کند جوان هاى ما را از دست ما بگیرد. کارى که از لحاظ فرهنگى دشمن مى کند نه تنها یک تهاجم فرهنگى بلکه باید گفت یک شبیخون فرهنگى, یک غارت فرهنگى و یک قتل عام فرهنگى است. امروز دشمن دارد این کار را با ما مى کند. چه کسى مى تواند از این فضیلت ها دفاع کند؟ آن جوان مؤمنى که دل به دنیا و منافع شخصى نبسته است. او مى تواند بایستد و از فضیلت ها دفاع بکند.
کسى که خودش آلوده و گرفتار است نمى تواند از فضیلت ها دفاع بکند. این جوان با اخلاص است که مى تواند از انقلاب, اسلام و فضایل و ارزش هاى اسلامى دفاع کند.

قتل عام فرهنگی<\/h4>

لذا بنده چندى پیش گفتم همه باید امر به معروف و نهى از منکر بکنند. الآن هم عرض مى کنم. نهى از منکر کنید. این واجب است. امروز امر به معروف و نهى از منکر, هم مسؤولیت شرعى و هم مسؤولیت انقلابى و سیاسى شماست. به من نامه مى نویسند, بعضى تلفن مى کنند و مى گویند ما نهى از منکر مى کنیم اما مأمورین رسمى طرف ما را نمى گیرند.
طرف فرد مقابل را مى گیرند. من عرض مى کنم مأمورین رسمى چه مأمورین انتظامى و چه مأمورین قضایى حق ندارند از مُجرم دفاع بکنند. مأمورین باید از آمر و ناهى شرعى دفاع کنند. دستگاه حکومت ما باید از آمر به معروف و ناهى از منکر دفاع بکند, این وظیفه است. اگر کسى نماز بخواند و کسى دیگر به نمازگزار حمله کند, دستگاه هاى ما باید از چه کسى دفاع کنند؟ از نمازگزار یا آن کسى که سجاده را از زیرپاى نمازگزار مى کشد؟ امر به معروف و نهى از منکر هم همین طور است. امر به معروف هم مثل نماز واجب است. حضرت امیر(ع) در نهج البلاغه مى فرماید: (وما أعمالُ البِرِّ کُلُّها والجهادُ فی سبیل اللّه عندالأمر بالمعروف والنهی عن المنکر إü کَنَفَثَةٍ فی بحرٍ لُجّیٍّ).(2) یعنى اگر امر به معروف و نهى از منکر در مقیاس وسیع و عمومى انجام شود, حتى از جهاد بالاتر است. پایه دین را امر به معروف و نهى از منکر محکم مى کند. اساس جهاد را امر به معروف و نهى از منکر استوار مى کند. مگر مسؤولین و مأمورین ما مى توانند آمر به معروف و ناهى از منکر را با دیگران مساوى قرار بدهند چه برسد به این که نقطه مقابل او را تأیید بکنند؟ البته جوان حزب الله باید باهوش باشد, چشم هایش را باز کند, نگذارد کسى در صفوف او رخنه کند و به نام امر به معروف و نهى از منکر فسادى ایجاد بکند که چهره حزب الله خراب بشود. باید مواظب باشید. این به عهده خودتان است. من یقین دارم و تجربه هاى چند ساله هم نشان داده که وقتى نیروهاى مؤمن و حزب اللهى براى انجام کارى به میدان مى آیند یک عده عناصر بَدَلى و دروغین با نام این ها در گوشه اى فساد ایجاد مى کنند تا ذهن مسؤولین را نسبت به نیروهاى مؤمن و حزب اللهى و مردمى چرکین و بد کنند. مواظب باشید. مسأله امر به معروف و نهى از منکر مثل مسأله نماز یاد گرفتنى است و شما باید بروید و مسایل آن را یاد بگیرید. در هر مورد این که در کجا و چگونه باید امر به معروف و نهى از منکر کرد, مسایلى وجود دارد. البته من عرض بکنم, قبلاً هم گفته ام که در جامعه اسلامى تکلیف عامه مردم امر به معروف و نهى از منکر با لسان است اما اگر کار به برخورد بکشد, آن دیگر به عهده مسؤولین است که باید وارد بشوند و آن ها این کار را بکنند. البته نقش مهم تر را هم, همین زبان دارد. چیزى که جامعه را اصلاح مى کند نهى از منکر زبانى است. اگر مردم به آدم بدکار, خلافکار, کسى که اشاعه فحشا مى کند و مى خواهد قُبح گناه را از جامعه ببرد, بگویند و ده, صد یا هزار نفر و به طور کلى افکار عمومى جامعه روى وجود و ذهن او سنگینى کند, این براى او شکننده ترین چیزهاست.


  
  

انقلاب + جنگ + سازندگی = بسیجی پیرو رهبری

اگر نیروهاى مؤمن, بسیجى و حزب اللهى یعنى همین عامه مردم مؤمن, همین اکثریت عظیم کشور عزیزما, همین هایى که جنگ را اداره کردند, همین هایى که از اول انقلاب تا به حال با همه حوادث مقابله کردند, نبودند و اگر بسیج و نیروى عظیم حزب الله نبود, ما هم در جنگ و هم در مقابل دشمنان گوناگون در این چند سال شکست مى خوردیم. ما آسیب پذیر بودیم. وقتى که کارخانه هاى ما را مى خواستند به تعطیلى بکشانند, نیروى حزب اللهى از داخل کارخانه بر سینه شان مى زد. وقتى مزرعه ما را در اوایل انقلاب مى خواستند آتش بزنند, نیروى حزب اللهى از همان وسط بیابان ها و روستاها و مزارع توى دهانشان مى زد. اگر خیابان ها را مى خواستند به اغتشاش بکشند نیروى حزب اللهى مى آمد در مقابلشان سینه سپر مى کرد. در جنگ هم که معلوم است. این است آن نیروى اصلى این کشور, و نظام اسلامى متکى به این نیرو است. اگر مردم یعنى همین نیروهاى مؤمن و حزب اللهى با نظام و دولت باشند (که بحمدالله هستند) هیچ دشمنى نمى تواند کارى از پیش ببرد. اگر این نیروى عظیم و شکست ناپذیر مردمى در کنار و پشت سر مسؤولین باشد (که بحمدالله هست) هیچ قدرتى نمى تواند با جمهورى اسلامى مقابله بکند. دشمنان ما از این نیرو بسیجی مى ترسند, مدتى است که بلندگوهاى آمریکایى و صهیونیستى در تبلیغات جهانى دارند جمهورى اسلامى ایران را به نظامى گرى و افزایش سلاح متهم مى کنند. مى گویند جمهورى اسلامى دارد سلاح هاى کشتار جمعى و اتمى درست مى کند و از فلان جا کلاهک اتمى آورده اند! این ها حرف هایى است که اگر هر عاقلى در دنیا تأمل کند مى فهمد دروغ است.آیا بمب اتم چیزى است که بتوان آن را بى سر و صدا از کشورى به کشور دیگر منتقل کرد؟ خودِ آن ها مى فهمند که دروغ است ولى شایعه درست مى کنند براى این که چهره نظام اسلامى را به نحوى معرفى کنند که گویى با صلح و استقرار آن در دنیا مخالف است.
یکى از تلاش هاى خباثت آمیز آمریکا علیه جمهورى اسلامى همین است. من عرض مى کنم شما اشتباه کردید که خیال کردید قدرت جمهورى اسلامى در این است که بمب اتمى فراهم بکند یا در داخل بسازد. قدرت ما این ها نیست. اگر قدرت ما این بود که جمهورى اسلامى مثلاً یک بمب اتمى درست بکند, صدها مثل آن را کشورهاى بزرگ دارند. اگر کسى مى توانست با بمب اتمى بر دیگران پیروز بشود, آمریکا و شوروى سابق و بقیه قدرت هاى خبیث دنیا باید تا حالا صد بار جمهورى اسلامى را از بین برده بودند.
چیزى که به یک نظام قدرت مى دهد بمب اتمى نیست. قدرت نظام اسلامى که آمریکا و شوروى سابق و بقیه قدرت هاى ریز و درشت عالم تا امروز نتوانسته اند و نخواهند توانست با او مقابله کنند, قدرت ایمان نیروهاى حزب الله است. جمهورى اسلامى باید این نیرو و این قدرت عظیم را حفظ کند. شما جوان ها باید دایم در صحنه باشید. باید به طور دایم نشان بدهید که جمهورى اسلامى آسیب ناپذیر است. نیروى مؤمن و بسیج و نیروهاى حزب الله در سراسر کشور و همه آحاد مؤمن در این کشور باید کارى بکنند که امید آمریکا و صهیونیست ها و بقیه قدرت هاى دشمن از جمهورى اسلامى به کلى قطع شود. خداوند ان شاء الله شما جوان هاى مؤمن و فداکار و با تقوا را محفوظ بدارد و ان شاء الله قلب مقدس ولى عصر (ارواحناه فداه) از همه شما خشنود باشد و ان شاء الله با قدرت ایمان و حضور شما همه کیدها و توطئه هاى دشمن خنثى گردد.

والسلام علیکم ورحمة اللّه وبرکاته


87/11/3::: 12:15 ع
نظر()
  
  

انقلاب ما انقلاب ارزش ها بود

همه کار اسلام این بود که این معیارها را عوض کند. همه کار انقلاب ما هم همین بود که در مقابل معیارهاى باطل و غلط مادى جهانى بایستد و آن ها را عوض کند. دنیاى امروز, دنیاى دروغ, زور, شهوترانى و دنیاى ترجیح ارزش هاى مادى بر ارزش هاى معنوى است. دنیا این است. مخصوص امروز هم نیست. قرن هاست که معنویت در دنیا رو به افول و ضعف بوده است. قدرتمندها تلاش کردند معنویت را از بین ببرند.
صاحبان قدرت, پول پرست ها و سرمایه دارها یک نظام و بساط مادى در دنیا چیدند که در رأس آن قدرتى مثل قدرت آمریکاست که از همه دروغگوتر, فریبگرتر, بى اعتناتر نسبت به فضایل انسانى و بى رحم تر نسبت به انسان هاست. چنین قدرتى در رأس است و دوستان او هم در مراتب بعد قرار مى گیرند. این وضع دنیاست. انقلاب اسلامى یعنى زنده کردن دوباره اسلام. زنده کردن (إنَّ أکرَمکُم عِنْدَاللّه أتقیکُم)(1) و انقلاب آمد تا این بساط و این تربیت غلط جهانى را بشکند و یک تربیت جدیدى درست کند. اگر تربیت جهان, تربیت مادى باشد, معلوم است که افرادى شهوتران, فاسد, روسیاه و گمراه  باید در رأس کار باشند و یک انسان با فضیلت بایستى یا در زندان و یا در تبعید باشد.   وقتى زور, فساد, دروغ و بى فضیلتى حاکم است, آن کسى که داراى فضیلت, صدق, نور, عرفان و توجه به خداست جایش یا زندان هاست و یا در مقتل و مذبح و گودال قتلگاه است. وقتى کسى مثل امام بر سر کار آمد یعنى ورق برگشت. شهوترانى, دنیاطلبى و وابستگى و فساد در انزوا رفت و تقوا, زهد, صفا و نورانیت, جهاد, دلسوزى براى انسان ها, رحم و مروّت و برادرى و ایثار و از خود گذشتگى روى کار آمد. امام که روى کار مى آید یعنى این خصلت ها و این فضیلت ها روى کار مى آید. این ارزش ها مطرح مى شود.
اگر این ارزش ها را نگه داشتید نظام امامت باقى مى ماند. آن وقت امثال حسین بن على } دیگر به مذبح برده نمى شوند. اما اگر این ها را از دست دادیم چه؟ اگر روحیه بسیجى را از دست دادیم چه؟ اگر به جاى توجه به تکلیف و وظیفه و آرمان الهى به فکر تجمّلات شخصى خودمان افتادیم چه؟ اگر جوان بسیجى, مؤمن و با اخلاص را که هیچ چیز نمى خواهد جز میدانى براى مجاهدت در راه خدا, در انزوا قرار دادیم و یک آدم پُررو, افزون خواه, پرتوقع و بى صفاى بى معنویت را مسلط کردیم چه؟ در این صورت همه چیز دگرگون خواهد شد. اگر بین رحلت نبى اکرمْ و شهادت جگر گوشه اش در صدر اسلام پنجاه سال فاصله بود, ممکن است در روزگار ما این فاصله خیلى کم تر بشود و فضیلت ها و صاحبان فضایل زودتر به مذبح بروند.
نباید بگذاریم چنین چیزى پیش بیاید. باید در مقابل انحرافى که ممکن است دشمن بر ما تحمیل بکند, بایستیم. عبرت گیرى از عاشورا این است.
نگذاریم روح انقلاب و فرزندان انقلاب در جامعه منزوى بشوند.


87/10/28::: 9:55 ص
نظر()
  
  

حق زن در جامعه اسلامى


برخى نسبت به نقش عمومى زن، راه را به اشتباه رفته‏اند. کسانى که تمامى مسؤولیتهاى زن را در نقش «مادر بودن» خلاصه می‏کنند، نقش عمومى او را نمی‏پذیرند. البته این انحراف، در سایر جنبه‏هاى اجتماعى نیز به خوبى نمودار است. چنان که گاه گروهى از مردم، تمامى فعالیت خود را تنها در یک زمینه، متمرکز می‏کنند و از وظایف اجتماعى خود، بسیار فاصله می‏گیرند و البته این مشکل، سابقه‏اى دیرینه دارد، چنانکه امروز نیز شاهدیم که برخى می‏گویند: علماء بزرگ دینى نباید در مسائل سیاسى، دخالت کنند، چرا که وظیفه آنها تنها در مسائل دینى، خلاصه می‏شود!

درست است که وظیفه علماء دین، تحقیق و بررسى مسائل دینى است، اما رسالت انسانى آنها در جهت‏گیریهاى سیاسى، چگونه می‏تواند فراموش شود؟! اگر نقش آنان تنها در یک جنبه خلاصه شود، بی‏تردید جنبه‏هاى انسانى آنها، در زندگى اجتماعى، از میان می‏رود. به همین ترتیب اگر محدوده وظایف زن را نیز خلاصه کنیم، نقش انسانى او، زیر سؤال خواهد رفت. اما ما هرگز نقش انسانى او در زندگى اجتماعى را کوچک نمی‏شماریم. بنابراین بر این عقیده‏ایم که در دیدگاه اسلام، همانند سایر ادیان، تمامى مردم به برپایى عدل و داد، فرا خوانده شده‏اند و این بدین معنا است که تمامى مردم در حد توان خود باید در این زمینه، تلاش کنند.

هر انسانى داراى تواناییهاى ویژه‏اى است که در سایه آن می‏تواند در یکى از ابعاد اقتصادى، سیاسى و یا اجتماعى، به برپایى عدالت کمک کند. بر چنین فردى واجب است که در راستاى تخصص خود، گام بردارد و گِرِهى از زندگى انسان و یا جامعه اسلامى، باز کند.

از آنچه گفته شد روشن می‏شود که نمی‏توان، نقش زن را در زندگى اجتماعى، نادیده گرفت. اما در چگونگى شرکت زن در مسائل اجتماعى، نظریات گوناگونى ابراز شده است. آیا زن می‏تواند به عنوان اهرمى در خدمت عدالت قرار گیرد؟ و آیا در این زمینه نقشِ به خصوصى دارد؟ و آیا اسلام، چنین نقشى را براى زن جایز شمرده است؟

به نظر ما، اسلام چنین نقشى را براى زن، تحریم نکرده است، زیرا تمامى افرادى که با نقش زن در بُعد اجتماعى مخالفند، به مسائل اخلاقى متوسل می‏شوند. آنان بر این عقیده‏اند که شرکت زن در کار و یا مسائل اجتماعى، موجب انحطاط اخلاقى او می‏شود و هر عملى که فساد اخلاقى او را به دنبال داشته باشد، در نگرش اسلام، حرام است.

کسانى که تمامى مسؤولیتهاى زن را در نقش «مادر بودن» خلاصه می‏کنند، نقش عمومى او را نمی‏پذیرند. البته این انحراف، در سایر جنبه‏هاى اجتماعى نیز به خوبى نمودار است.


  
  

دسته گلمومن  زیرک  است  و  عاقل


  
  
< language=Java>

                                         ارزشهاى اخلاقى و مرد و زن


نمی‏دانم که چگونه است که همیشه جنبه‏هاى منفى اخلاقى، در زن خلاصه می‏شود، اما در مورد مرد، چنین نیست. در حالى که خطر انحراف هر دو را به یک اندازه تهدید می‏کند.
اگر غرایز درونى، بتواند انسان را به انحراف بکشاند، بی‏تردید میان مرد و زن، هیچ تفاوتى وجود ندارد. و از سوى دیگر جوهره عقل، تلاش و ایمان نیز در مرد و زن یکسان است. بنابراین هیچ دلیلى وجود ندارد تا با این ادعاى واهى زن را در حصار نقش خاصى، زندانى کنیم.
چنین ادعایى هیچ مبناى فکرى خاصى ندارد و یا بر مبناى آمار خاصى استوار نیست، بلکه به موازات فساد اخلاقى زنان، انحرافات مردان نیز قابل توجه است. البته باید توجه داشت که فساد، تنها در انحرافات جنسى خلاصه نمی‏شود.
گاه انحرافات مرد بیشتر از کج‏رویهاى زنان است. هر چند این ادعا بر پایه آمار دقیق، استوار نیست اما در ظاهر، به سادگى مشهود است. البته به هر حال در تمامی امور، رعایت موازین اخلاقى، شرط اساسى فعالیت در عرصه‏هاى مختلف است.
اما آیا این شرط تنها اختصاص به زن دارد و یا شامل مرد نیز می‏شود؟
کردار ناپسند هم براى مرد و هم براى زن ناپسند است و اعمال شایسته نیز به همین صورت براى هر دو پسندیده است. اى دوستان! در این فرصت، می‏خواهیم تنها به بررسی ریشه‏هاى این مشکل بپردازیم، چرا که بیان آراء مختلف همانند اینکه حوزه وظایف مرد تا چه اندازه است و چگونه می‏توان وظایف او را به‏گونه‏اى تنظیم کرد که از انحراف او جلوگیرى کرد؟ و یا چگونه حوزه وظایف زن را مشخص کنیم و یا رفتارهاى اخلاقیش را محدود کنیم تا گرفتار فساد اخلاقى نگردد؟ نیاز به ریشه‏یابى تمامى جریانهاى موجود در زندگى بشرى دارد. بر این اساس ما بر این عقیده‏ایم که فعالیت زن در صحنه‏های سیاسى، اقتصادى و غیره حرام شمرده نشده
است.چگونه است که همیشه جنبه‏هاى منفى اخلاقى، در زن خلاصه می‏شود، اما در مورد مرد، چنین نیست. در حالى که خطر انحراف هر دو را به یک اندازه تهدید می‏کند.


  
  

برخى نسبت به نقش عمومى زن، راه را به اشتباه رفته‏اند. کسانى که تمامى مسؤولیتهاى زن را در نقش «مادر بودن» خلاصه می‏کنند، نقش عمومى او را نمی‏پذیرند. البته این انحراف، در سایر جنبه‏هاى اجتماعى نیز به خوبى نمودار است. چنان که گاه گروهى از مردم، تمامى فعالیت خود را تنها در یک زمینه، متمرکز می‏کنند و از وظایف اجتماعى خود، بسیار فاصله می‏گیرند و البته این مشکل، سابقه‏اى دیرینه دارد، چنانکه امروز نیز شاهدیم که برخى می‏گویند: علماء بزرگ دینى نباید در مسائل سیاسى، دخالت کنند، چرا که وظیفه آنها تنها در مسائل دینى، خلاصه می‏شود!

درست است که وظیفه علماء دین، تحقیق و بررسى مسائل دینى است، اما رسالت انسانى آنها در جهت‏گیریهاى سیاسى، چگونه می‏تواند فراموش شود؟! اگر نقش آنان تنها در یک جنبه خلاصه شود، بی‏تردید جنبه‏هاى انسانى آنها، در زندگى اجتماعى، از میان می‏رود. به همین ترتیب اگر محدوده وظایف زن را نیز خلاصه کنیم، نقش انسانى او، زیر سؤال خواهد رفت. اما ما هرگز نقش انسانى او در زندگى اجتماعى را کوچک نمی‏شماریم. بنابراین بر این عقیده‏ایم که در دیدگاه اسلام، همانند سایر ادیان، تمامى مردم به برپایى عدل و داد، فرا خوانده شده‏اند و این بدین معنا است که تمامى مردم در حد توان خود باید در این زمینه، تلاش کنند.

هر انسانى داراى تواناییهاى ویژه‏اى است که در سایه آن می‏تواند در یکى از ابعاد اقتصادى، سیاسى و یا اجتماعى، به برپایى عدالت کمک کند. بر چنین فردى واجب است که در راستاى تخصص خود، گام بردارد و گِرِهى از زندگى انسان و یا جامعه اسلامى، باز کند.

از آنچه گفته شد روشن می‏شود که نمی‏توان، نقش زن را در زندگى اجتماعى، نادیده گرفت. اما در چگونگى شرکت زن در مسائل اجتماعى، نظریات گوناگونى ابراز شده است. آیا زن می‏تواند به عنوان اهرمى در خدمت عدالت قرار گیرد؟ و آیا در این زمینه نقشِ به خصوصى دارد؟ و آیا اسلام، چنین نقشى را براى زن جایز شمرده است؟

به نظر ما، اسلام چنین نقشى را براى زن، تحریم نکرده است، زیرا تمامى افرادى که با نقش زن در بُعد اجتماعى مخالفند، به مسائل اخلاقى متوسل می‏شوند. آنان بر این عقیده‏اند که شرکت زن در کار و یا مسائل اجتماعى، موجب انحطاط اخلاقى او می‏شود و هر عملى که فساد اخلاقى او را به دنبال داشته باشد، در نگرش اسلام، حرام است.

کسانى که تمامى مسؤولیتهاى زن را در نقش «مادر بودن» خلاصه می‏کنند، نقش عمومى او را نمی‏پذیرند. البته این انحراف، در سایر جنبه‏هاى اجتماعى نیز به خوبى نمودار است
.


  
  

< language=Java> 

                              

                               درعالم رازیست  که جز به بهای خون فاش نمی شود 
 


خدایا ما را از دنیا هر چه قسمت کرده ای به دشمنانت ببخش و از آخرت هر چه مقرر کرده ای به وستانت بده  که از هر دو جهان تو ما را بس!


 


 این جمله عمق عرفانیه که یه آدم می تونه داشته باشه این مطلب رو بمناسبت روز شریف معلم می نویسم تااز معلم بشریت وپروانه سوخته بال عرفان رابعه ادویه نیز یادی شود 


رابعه عدویه از زنان عارف قرن دوم هجری و معاصر عرفای بزرگ و صاحب نامی چون:حسن بصری است این بانوی برزگ در عرفان و فنا فی الله به مرتبه ای رسید که سرامد همه عرفای زمان خود شد و لقب تاج الرجال را به خود اختصاص داد چرا که حسن بصری، سفیان، شقیق ، مالک و بسیاری دیگر از رهروان و سالکان الی الله از دور و نزدیک به دیدارش می شتافتند و در برابر او شاگردی بیشتر نبو دند و از باران فیض آسمان معرفتش بهره مند می شدند.


می گویند یک روز سه عارف بزرگ قرن دوم به نزد رابعه رفتند حرف از صدق بندگی به میان آمد.حسن گفت:صادق کسی است که بر جور و بلایی که از طرف محبوب می رسد صبر کند.


شقیق گفت:صبرتنها کافی نیست بلکه صادق آنست که در بلا و سختی شکر هم بکند.


مالک گفت:صبر و شکر که هیچ. صادق آنست که از رسیدن هر بلا و مصیبتی از سوی محبوب خود در اوج لذت باشد.


هر سه منتظر افاضه فیض رابعه بودند .آن سیده جلیله فرمود:


" صادق کسی است که آنقدر غرق در تماشای محبوب و منتهای آرزویش باشد که اصلا وجود درد و شدت و الم راحس نکند و نفهمد. مگر زنان مصری در مشاهده یوسف،الم و تیزی چاقو را بر دستانشان حس کردند؟ پس اگر بنده در مشاهده خالق به این صورت درآید عجیب نیست؟


و عجیب درسی است در این کلام و عجیب سوزی است در این پیام و عجیب رازیست در این انسان دوپا اشرف مخلوقات !اندکی بیندیش!


  
  
< language=Java>

دریچه صمیمی و باصفایی است هزاران کیلومتر دل وسعت دارد میتوانیم دوستان مجازی خوبی برای یکدیگر باشیم

دیروز هم که عید غدیر بود حسن آغاز خوب و مبارکی است جای شما خالی دوستان ما دو ماه پیش یک جرعه می ناب مهمان حرم امیر مومنان بودیم دستان خالی ام که به شبکه های ضریحش رسید از غرور شیعه بودن لبریز شدم به شادمانی لحظه شکفتن و بلوغ لطافت یک  غنچه که آزادانه میشکفد، رها از سنگینی آنهمه ثانیه شمارش شده فراق و هجر مولا و پدر مظلوم شیعه ،لبانم شکفته شد به نامش، به قدرت آفرین ترین و امیدبخش ترین نام  شکفتم:     یا علی 

جایتان خالی چقدر در حرمش عطر عزت و غرور نوشیدیم  غرور مولایی مثل او داشتن ولی فریاد غریبانه اش هم رهایمان نمی کرد نجواهای لتنگی اش در فراق زهرایش،جام بلورین شکسته کوثرش، شاخه یاس شجره طوبایش، سر در آغوش چاه چه دلی از شیعه میخراشید و چه بیرحمانه مهمانی و بزم مستی و دلدادگی مان را که آنهمه منتظر رسیدنش بودیم،می آشفت!

مگر شیعه بودن کم جرمی است که چنین رها و آزاد مهمانی رفتن و زیارت کردن را انتظار داشتم؟

مثل مجنون که دلش غربت  لیلا دارد

کهکشان هم غم تنهایی مولا دارد 


86/10/9::: 2:25 ع
نظر()
  
  
   1   2      >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ آیا اصالت آفرینش در عنصر عشق است؟ و خدا برای عشق وجود و هستی آفرید؟ عشق حقیقی چیست؟
+ قدمت تاریخی بحث ولایت فقیه در فقه جعفری،از لحاظ طرح این نظریه حکومتی بطور گسترده به رشد و بلوغ و غنای این مکتب و بلوغ عقلانیت شیعی؛‏نیاز داشت.عالمان وفقیهان برجسته شیعه ،‏طی قرنها با قلم و آثار و بیان و اجتهاد فراوان،‏فقه جعفری را پویا وبالغ کردند.به آن وسعت بخشیدند و به نسل آخرالزمان سپردند.نسلی که توان درک و ظرفیت بالای عبور از تصوف و فردی دانستن فقه و رسیدن به نظام حکومتی عقلانیت فقهی را داراست


+ کاش می نشستیم و در مورد اینکه حضرت غائب عج الله تعالی فرجه الشریف چه وقت ظهور میکند با هم گفتگو میکردیم تا لااقل از منتظرین فرج باشیم!(حضرت آیه الله بهجت رحمه الله.از کتاب جرعه وصال گزیده بیانات و توصیه های این مرجع عارف و واصل گرفته شده)


+ الله ولی الّذین آمنوا یخرجُهـُـم من الظّ‏ـلمات الی النّور و الذین کفروا اولیآءهم الطّاغوت یخرجونهم من النّور الظّلمات...


+ حضرت آیت‌الله نوری همدانی روز گذشته در تجمع مردم قم بمناسبت سالروز قیام 19 دی ،‏ خطاب به سران فتنه گفت:‌ "اگر این آقایان به راه بازنگردند روزی می‌رسد که ما اعلام خطر می‌کنیم و آن روز شما آن‌قدر تنها خواهید ماند که حتی خودتان سه نفر هم با هم مخالفت خواهید کرد. "


+ وقبرهُ فی قلوب من والاهُ...حدیثی از امام صادق علیه السلام هست که فرموده اند برای شیعیان مامصایب جدمان حسین راباز و بی پرده نگید اونها طاقت شنیدنش را ندارند.میگیم مولا حسین کسی برای ماروضه تون رو باز نکرده .نیازی نیست .طاقتشم نداریم.همین یه مصیبتت برای شرر زدن به جگر شیعیانت کافیست .دیگه چیرو باز کنن؟؟


+ امروز از مطلعین نزدیک به آقاشنیدم که امام خامنه ای علمدار بزرگ انقلاب جدیدا فرموده اند: *اگر دشمن زیاد فشار بیاورد آنچه تکرار میشود عاشوراست نه صلح امام حسن علیه السلام. یعنی برای تقدیم علَم انقلاب به منجی عالم،‏تا مسلخ سرخ شهادت ایستاده ایم...لبیک یا حسین(ع)


+ علی را دشمنی سزاست چون معاویه. ابن ملجمها و قطامها گرچه در تقاطع برندازی با سران کفر به نقطه مشترک می رسند اما حقیرتر از آنند که دشمن علی نام گیرند. آنها بیشتر ملعبه دست دشمن اصلی اند و از خود اراده ای ندارند.
+ چرا فرهنگ عظیم برخاسته از آرمانها یادمان رفت؟ فرهنگ جبهه...؟؟


+ دوستان تا دیدار بعد و انشاءالله عاشورای حســـینی خدایارتان... ساقی رندان عالم جرعه نوشـتان باد!ببخشید حال عیدتان را گرفتیم!!آمدیم بگوییم اگر غدیر زنـــده می ماند... نفاق مدرن امروز دفــن شده بود* عیدتان مبارکباد